ایدین جونایدین جون، تا این لحظه: 12 سال و 17 روز سن داره

شکلات من آیدین

باز هم بیماری

سلام دوستان عزیزم مثل همیشه اول از همراهی شما که باعث دلگرمی و خوشحالی این من خسته است نهایت تشکر رو دارم خوب ادم بدونه چند نفر هستن که به فکرش هستن و احوالی از گل پسرش میپرسن خیلی امیدوار و خوشحال میشه نمی دونم این روزا البته خیلی وقته انگارافسردگی دارم و همش عصبی ام خیلی کم نت میام و حتی به وب ایدین جونی هم نمیرسم و بد تر از همه بیماری و ناخوشی ایدین که دیگه هیچ رمقی نه برای من نه باباش نزاشته بعد عروسی امین که مریض شد که گفتم بهد اون انگاری خوب خوب نشد و دوباره تب شدید داشت و متاسفانه متاسفانه دقیقا همون شبی که فرداش میخواستیم بریم شیراز و نوبت دکتر رشد و نمو داشتیم بستری شد ...
17 مهر 1392

روز جهانی کودک

روز جهانی کودک به ایدینی نازناز ما و همه کوچولو های دلبند شما مبارک باد   ای دوره کودکی، کجایی؟          رفتی و نرفته یادت از دل تا محو شوم، نمی‌شود محو        آن خاطره‌های شادت از دل   با آن‌که تو رفته‌ای، غمم نیست     فرزند من از تو یادگار است پاییز پدر رسید، باشد               لبخند پسر پر از بهار است   از شادی آن شکوفه‌ نور             پرنو...
16 مهر 1392

هجده ماهگیت مبارک

                                             گل پسری چقدر زود گذشت اخر این ماه یک سال و نیمه میشی و باید بری واکسن بزنی   ا سال و نیم با همه تلخی ها و شادیها واقعا زود گذشت و شما هر روز شیطون تر و   فهمیده تر میشی  و دایره توانایی هات هم گسترده تر میشه خیلی از کلمه ها رو به خوبی میگی   عاشق باب اسفنجی هستی البته میگی باب ایچی و شیرین تر از...
29 شهريور 1392

عروسی دایی امین

                              همین چند روز پیش عروسی دایی امین ایدینی بود خیلی خوش گذشت جای همه شما ها خالی ولی ایدینی خیلی بی تابی میکرد و نق میزد نمی دونم از شلوغی و صدای زیاد خوشش نمیومد و همش تو بغل من بود و حتی پیش کس دیگه ای هم نمیرفت و گریه میکرد و فقط اخر شب خوب میشد و بازی میکرد و بازم مثل همیشه یه ابی پیدا میشد که توش بازی کنه و خوشحال باشه              ...
27 شهريور 1392

شیطنت بزرگ

ایدینی گربه چی میگه  ایدینی : هــم ( یعنی میو )   هاپو چی میگه ایدینی  :  هاپ     گاو چی میگه   ایدینی : مـــــا خروس چی میگه ایدینی : قی قی قی   ببعی چی میگه    ایدینی : بــــع   شیطون بلا ی ما خودش شیرین بود شیرین تر شده و کارای بزرگ بزرگ انجام میده یهویی دستمال بر میداره و میز ال سی دی رو گرد گیری میکنه و جارو میکشه و ظرف میشوره عاشق طلاست و همش تک پوش و انگشتر و گوشواره های من رو میخواد که تنش کنه همین چند روز پیش یه دسته گل بزرگ اب داده بود بیا و ببین مایع دس...
20 شهريور 1392

17ماهگی مبارک

                       هفده ماهگیت مبارک عزیزم امیدوارم تو تمام مراحل زندگیت موفق و سربلند باشی همیشه میگن اگرهدفی برای زندگی دلی برای دوست داشتن و خدایی برای پرستش داری پس بدون خوشبختی از این به بعد تصمیم دارم رازهای خوشبختی رو واست بزارم که انشالابزرگ که شدی بخونی و تو زندگیت بکار ببری روزی فراموش خواهیم کرد که چه صدمه ای دیده ایم چرا گریه کردیم و چه کسی باعث ان شد   سرانجام متوجه خواهیم شد که رمز ازاد بودن انتقام نیست بلکه به این است که بگذاریم همه چیز ب...
31 مرداد 1392

یه پست در هم

سلام به همگی اره میدونم خیلی وقته اپ نکردم و تنبل شدم حالا که اومدم هم یه پست قاطی پاطی دارم از دست این ایدینی که خیلی در دری شده و همش برای بیرون رفتن گریه میکنه چکار کنم اصلا تو خونه جا نمیشه و یه بند تو این گرما تو حیاط بازی میکنه تغییراتی که داشته اینه که فقط شیطون تر شده و لاغرتر  از همیشه لب به غذا نمیزنه فقط و فقط عشق اب بازی و به قول خودش امام همون حمام هست اینجوری از این پشتک ها هست که بچه ها میزنن هی میزنه و من اوایل به خاطر گردنش میترسیدم ولی اون میزنه بزرگترین خرابکاری این ماه هم زدن موبایل تو سطل اب بود ایشون هم حسنا خانومی هستن به قول ایدینی نی نی   ...
29 مرداد 1392

ایدین خان

جیگر جان ما اخیرا خیلی دلبری میکنه و نیس به دایره توانایی هاش اضافه شده طول روز چند بار ما رو از خوشحالی میبره فضا ایدینی که دیگه ایدین کوچولو نیس و ایدین خان شده تو کارای خونه خیلی به من کمک میکنه دستمال برمیداره گرد گیری میکنه دیوار ها رو تمیز میکنه میز تلویزیون رو و اسکاچ برمیداره قابلمه های من که دیگه مال خودش شده رو میشوره و غذا درست میکنه و همچنان عشق اب هست و هر وقت من کاری دارم و اقا میخواد بغلش کنم فقط با یه لیوان اب و یه کاسه همه چی حل میشه صدای هاپو و صدای گربه رو بلده و هه هه البته به جای میو میگه هـــم و صدای نازک و ناز زیادی و عجیب عاشق رقصه و به هرکی میرسه موبایلش رو نشون میده و بعد با حرکات موزون کمر و دست بهش...
15 مرداد 1392

عکس هایی از ام

١٦ماهگیت مبارک جیگــــــــــــــــــــــــــر   این جشنواره نی نی شکمو ما رو وسوسه کرد که همه عکسهای غذا خوردن به قول ایدینی نونو خوردن رو تو یه پست بزاریم   ٧ ماهگی 8 ماهگی   9 ماهگی 10 ماهگی 13 ماهگی 14 ماهگی این هم مثلا من و ایدین هستیم هر چه گشتم یکی پیدا نشد که بابا هم باشه هر سه مون خرس باشیم  ...
1 مرداد 1392